چگونه بتوانیم دیگران را به راحتی ببخشیم

Rate this post

چگونه بتوانیم دیگران را به راحتی ببخشیم

در اصل ؛ بخشیدن دیگران برای تعالی روح خودمان است . اگر بیشتر فکر کنید در میابید که ، یک تجربه بد ، هر چند دردناک که ممکن است از کسی در دل داشته باشید ، آنقدر هم ارزش آن را ندارد که به همراه دیگر افکار و احساسات با خود به دوش بکشید . اگر به خود اجازه دهید که افکاری همانند خشم ، عصبانیت و کینه فضای ذهن شما را اشغال کند ، خواهید دید که انرژی شما به ندرت تحلیل میرود و قدرت اختیار از شما سلب میشود . در عوض ، اگر شما قدرت آزاد کردن آنها را از خود داشته باشید ، مطمینا آرامش وجود شما را پر خواهد کرد .
در ادامه ۱۵ قدم در جهت تغییر رفتار به شما معرفی میکنیم که میتوانید از طریق آنها کسی را که ضرر روحی یا جسمی به شما وارد کرده را به راحتی ببخشید .

 

چگونه بتوانیم دیگران را به راحتی ببخشیم

قدم اول : نقش دوم خود را بازی کنید

گذشته دردناک و همه آسیب های وارده ، در دنیای فیزیکی دوام زیادی نخواهد داشت پس به آنها اجازه ندهید که در ذهن شما بمانند و لحظات کنونی زندگی شما را آلوده کنند . زندگی همانند یک بازی تئاتر با نقش های گوناگون است . شخصیت هایی که وارد کالبد وجودی شما میشوند برخی نفش های کوتاه هستند و برخی بلند . بعضی از آنها نقش یک انسان بد ذات است و برخی دیگر یک انسان خوب . اما چیزی که مسلم است این است که برای برپا شدن یک بازی وجود هر دو نقش ضروری است . پس با آغوش باز به استقبال هر دو نقش بروید و همیشه نقش دوم شخصیت خود را بازی کنید .

قدم دوم : با خویشتن خویش همیشه در ارتباط باشید

با خود عهدی ببندید که حتی در سخت ترین شرایط هم ، ارتباط خود را با درون خود قطع نکنید . فقط در این صورت است که بدن شما به شکل هماهنگ میتواند عمل کند . ناراحتی که بر شما وارد شده را به خداوند واگذار کنید و به روح تان اجازه دهید که کالبد تان برگردد . وقتی خود فیزیکی ( بدن ) را با خود معنوی ( روح ) تان درهم بیامیزید شروع به آزاد کردن انرژی بالایی از عشق و نور میکند . به هر کجا که قدم بگذارید به راحتی میتوان هماهنگی یا عدم هماهنگی روح و جسمتان را از ظاهرتان نمایان است .

همانطور که St.Francis در خط ابتدایی شعر مشهورش میآورد : ” وسیله ای برای آرامش باشید “

 

قدم سوم : هیچ گاه با حالت عصبانیت به خواب نروید

لحظات قبل از خواب را میتوان زمان طلایی دانست که افکار ما بطور مستقیم روی ضمیر ناخودآگاه ما تاثیر میگذارد . پس توصیه میشود از این زمان برای مرور مسایل ناراحت که در طول روز برای شما اتفاق افتاده ؛ استفاده نکنید . در عوض ترجیح میدهم که در این زمان به خودم به عنوان یک مخلوق خدایی فکر کنم . من باور دارم که خواب روی اندیشه بیداری من تاثیر دارد ، پس با خود تکرار میکنم که من هستم ، من دارای آرامشم ، من از زندگی راضی هستم ، من عاشق هستم ، من چیزهایی را جذب خواهم کرد که متناسب با بهترین ایده آل های من هستند .
_ این شیوه یک استراتژی شبانه برای من است . قبلا وسوسه ای درونی من را به سمتی سوق میداد که یک ترس ناخوشایند را در ذهن خود مرور کنم . این موضوع برای من اثبات شده که ، من هر ذهنیتی نسبت به خودم داشته باشم آن ذهنیت در وجود من ثبت میشود . پس من این فرصت را به خودم میدهم که هنگام خواب در مورد بیشتر برنامه ریزی کنم تا وقتی روز بعد از خواب بیدار میشوم یک انسان توانمند و آزاد باشم .
” خواب انسان تحت تاثیر ضمیر ناخودآگاه است و ضمیر ناخودآگاه تحت تاثیر تصور آسان از خودش است ” Newville Gordon

قدم چهارم : به جای تمرکز بر اعمال دیگران ، روی احساس درونی خود متمرکز شوید

هر زمان که به خاطر عمل دیگری که در حق شما روا شده ناراحت هستید این نکته را به ذهن بسپارید که شما تنها مسیول احساسات درونی خود میباشد که آنها را باید به بهترین شیوه مدیریت کنید . به خود این فرصت را دهید که انرژی خود را صرف احساساتتان کنید . اجازه دهید که شرایط پیش آمده تنها به منزله تجربه ای برای رفتار اینده شما باشد و بخاطر احساسی که در حال حاضر به شما دست داده کسی را سرزنش نکنید . همچنین خودتان را نیز نباید سرزنش کنید ! این موقعیت بوجود آمده را تجربه ای بدانید برای اینکه به خود بفهمانید که هیچ کس قدرت سلب آرامش از شما ندارد مگر اینکه خودتان مجوز آن را دهید و البته شما هیچ تمایلی برای سپردن این اختیار به کسی ندارید .
_* به خودتان این حق را بدهید که بدون اینکه احساسات خود را اشتباه تلقی کنید ویا نیاز به آزاد کردن آنها داشته باشید ، فقط آنها را تجربه و درک کنید . به این شیوه شما به خود محوری میرسید . فقط این نکته حایز اهمیت است که اصلا سعی نکنید دیگران را سرزنش کنید و یا به جای درک خودتان انرژی خود را صرف فهمیدن دیگران قرار دهید . تنها بر احساسات خود ارزش قایل باشید و سعی در فهم آنها داشته باشید .
_ *وقتی مطمین باشید که برای واکنش نشان دادن به هر چیز و هر کسی حق انتخاب دارید، بهتر میتوانید خودتان را رقص زندگی هماهنگ کنید . با تغییر روش برخورد خویش ، خود شما هستید که تعیین میکنید که دیگران چه اثری بر شما داشته باشند و تنها در این صورت است که دنیایی روشن با پتانسیل های نامحدود میتوانید برای خود رقم بزنید . در نهایت خیلی زود میتوانید دیگران را ببخشید و از هر چیزی به راحتی بگذرید .

قدم پنجم : از تعیین تکلیف برای دیگران بپرهیزید

از اینکه به دیگران بگویید چگونه فکر کنند و عمل کنید اجتناب کنید چون هر کسی برای اعمال خود حق انتخاب دارد . بدانید که شما مسیول و صاحب هیچ یک از افراد خانواده خود نیستید .
به قول شعر خلیل جبران : ” بچه های شما ، فرزندان شما نیستند بلکه پسران و دختران روزگار هستند که از شما زاده نشده اند بلکه از روزگار گذشته شما زاده شده اند “
_ در حقیقت ، ناملایمات و تیرگی ها همیشه در هر رابطه ای وجود دارد ، پس نباید زیاد بر آن تمرکز کرد . سعی کن بیشتر از اینکه حرف بزنی ، گوش کنی . زمانی که درصدد قضاوت کسی هستی ابتدا به خود نگاهی بنداز و ببین خود در کجا نیاز به قضاوت داری . وقتی حس مالکیت که نسبت به دیگران داری را با اجازه گرفتن از آنها برای بیان نقطه نظرت ، جایگزین کردی ، آن وقت حقیقت آشکار تابو را در خواهی یافت . از آن به بعد شما شاهد تغییر رفتار دیگران با خودتان خواهید شد که قبلا به شیوه ای دیگر با شما برخورد میکردند .

قدم ششم : همانند آب جاری باش

به جای تلاش برای اینکه بتوانیم با قدرت خود بر دیگران مسلط شوی ، همانند آب مسیر را برای خود باز کن و حرکت کن . در واقع عقاید مختلف تو و کج فهمی ها همانند لبه های تیز رودخانه هستند که تو با مدارا کردن باید آن لبه ها را صاف و هموار کنی ، درست همانند آب روان .به جای دستور دادن و سخن گفتن سعی کن بیشتر گوش فرا دهید و وقتی کسی در مورد موضوعی نظرش برای تو عنوان کرد از این جمله استفاده کن ” من قبلا به این موضوع فکر نکرده بودم ، ممنونم ، بهش فکر میکنم ” .
” زمانی که به جای مشاجره تصمیم گرفتی همانند آب روان ، نرم و باادب و متین باشی تو یک بخشنده ای .”
از خود تصویری همانند آب در ذهن داشته باش ، با همه خصوصیات آب . اجازه بده خود ِ نرم و روان تو وارد مکان هایی شود که قبلا به خاطر سخت بودن و خشن بودن تو ، حق ورود به آنجا را نداشتی . وقتی با نرمی جریان پیدا کردی میتوانی به زندگی کسانی که با تو احساس سرسختی میکردند وارد شوید. وقتی توانستی به خود درونی و خصوصی دیگران وارد شوی خود را تجسم کن . مشاهده کن که تصور آنها از تو چیست . آن تصویر را در ذهن خودت به عنوان دنباله رو آب روان نگه دار . سرانجام خواهید دید که روابط شما چگونه تغییر خواهد کرد .

قدم هفتم : مسئول سهم خود باش

سرزنش نکردن دیگران به این معناست که هرگز مسیولیت احساسی که به ما دست میدهد را به گردن شخص دیگری نیندازیم . به این معنا که شما به جرات میگویید ” شاید ندانم که چرا این احساس به من دست داد ، که چرا دچار این بیماری شدم ، چرا قربانی این مشکل شدم ، چرا این تصادف را کردم ؛ اما میخواهم بگویم که من بدون هیچ تقصیری صاحب این خطا هستم . این اشتباه جزیی از زندگی من است و آن را میپذیرم و مسیول آن هستم .
وقتی وقتی مسیولیت احساساتی که به شما دست میدهد را تقبل میکنید حداقل فایده آن ، این است که شانس این را پیدا میکنید که برای رفع آن چاره ای بیاندیشید و هر چه زودتر از آن خلاص شوید . برای مثال ، وقتی شما مسیول انجام کاری هستید ولی در همان لحظه دچار سردرد میگرنی یا احساس ناخوشایند شده اید بهتر است بعد از برطرف شدن آن سردرد آن مسیولیت را به انجام برسانید و یا اگر کسی یا چیزی را مسیول آن احساس ناخوشایند میدانید بهتر است ابتدا باید منتظر بمانید تا آن احساس در شما تغییر کند و صلح و آرامش در شما غالب شود بعد آن کار را انجام دهید .

چگونه به راحتی بتوانیم دیگران را ببخشیم ؟

قدم هشتم : از کینه ورزی بپرهیزید

در یک نزاع و درگیری چه چیزی سبب عصبانیت و ناراحتی میشود ؟ دیگران را ببخشیم ؟

مطمینا جواب این سوال ، لیست بلند بالایی است و محتوای همه آنها این است که طرف مقابل اشتباه کرده و بدون هیچ دلیل منطقی و منصفانه رفتار بدی انجام داده است . در نتیجه با استنباطی شبیه این : ” من حق دارم وقتی دخترم ، مادر شوهرم ، شوهر سابقم ، رییسم و یا هر کسی دیگر که با من اینگونه برخورد میکند ناراحت شوم ” . اما اگر شما خواهان این هستید که زندگی تان را براساس مکتب تائو بنا کنید لازم است این نمونه افکار را عکس کنید . بر خلاف نظر عموم ، خشم و کینه از عملکرد هیچ یک از طرفین دعوا نمی آیند بلکه آنها وجود دارند و تا وقتی که شما درصدد پایان دادن به این نزاع و جایگزین کردن آن با عشق و بخشش و مهربانی نباشید ؛ هر چه بیشتر پیشرفت میکنند و به راه خود ادامه میدهند .

 

به قول Lao Tzu که میگوید : انسان باید ریسک کند  که ناراحتی را به مهربانی تبدیل کند و گرنه خصومت هیچ گاه به دوستی تبدیل نمیشود .

بنابراین وقتی همه فریادها ، جیغ ها و کلمات تند و تهدید آمیز به پایان رسیدند ، زمان برای آرامش فرا میرسد . به یاد داشته باشید که طوفان برای همیشه ماندنی نیست . ریزگردهای پنهان شده در آن سرانجام فرو مینشیند و امنیت برقرار میشود . همیشه زمانی برای صلح و آرامش وجود دارد .

قدم نهم : به جای اینکه در طلب حق خود باشید ، مهربان باشید

ضرب المثلی چینی میگوید : اگر قصد دارید کینه و انتقام را دنبال کنی پس دو قبر بکن . اولی برای طرف مقابلت و دومی برای خودت . منظور این جمله این است که عاقبت کینه و دشمنی ویرانی است .

دنیا تنها یک مسیر دارد . کسانی که از آنها رفتار بدی سر میزند درواقع کاری را انجام میدهند که فکر میکنند باید انجام دهند . ولی شما میتوانید همان رفتار را با روشی دیگر پردازش کنید . وقتی در برابر مشکلی با عصبانیت برخورد میکنید درواقع شما آن عصبانیت را در جامعه توزیع میکنید . اما بدانید وقتی شما آسیب دیده آید نیازی نیست بخاطر آن دیگران را خراب کنید و یا آن ضربه وارد شده را تلافی کنید . فرض کنید شخصی به شما حرفی میزند که از نظر شما بسیار ناپسند است ، سعی کنید به جای اینکه در مقابل سخن آن فرد گزینه خشم را انتخاب کنید ، گزینه مهربانی را بکار ببندید . شما اختیار کامل دارید که در مقابل آن سخن ، سخنی پر انرژی تر و والاتر  که پر از عشق و آرامش و لذت و بخشش و مهربانی است را به عنوان جوابتان انتخاب کنید . پس به جای اینکه در طلب حق خود باشید ، اندکی مهربان باشید

قدم دهم : تمرین به ” دادن ” کنید

قبل از اتمام بحث و جدل سعی کنید به جای ” گرفتن ” به ” دادن ” عادت کنید . دادن به آیم معنا نیست که همه چیز رها کنید بلکه اگر میخواهید از مکتب تائوییسم تبعیت کنید ، زمانی که طرف مقابل سعی در برنده شدن دارد و میخواهد با زیر پا گذاشتن شما میخواهد خود را به بالا بکشد ، شما هم چنان در صلح باشید و با زندگی هماهنگ شوید . اگر این اصل را بکار بگیرید قادر خواهید بود که زمان کشمکش را کاهش داده و حتی به صفر برسانید . در هر کجا که حس کردید احساساتی قوی در شما در حال تحریک شدن است و شما باید حق خود را بگیرید ، خیلی آرام جملات زیر از دعایs Saint Franciرا در خود زمزمه کنید .  “هر کجا به تو ناراحتی وارد شد ، معذرت خواهی را پیش بگیر ” . همانطور که او میگوید باید بخشنده بود . به جای تنفر ، عشق را به ارمغان بیاورید . به جای تاریکی ، روشنی و به جای تلافی ، عذرخواهی . این عبارات را هر روز با خود تکرار کنید چون به شما کمک خواهد کرد که بر تمایلات نفسانی خود فایق آیید و مفهوم زندگی را درک کنید .

قدم یازدهم : در جستجوی موقعیت هایی که مورد ظلم قرار گرفتید ، نباشید

اگر آگاهی شما از مفهوم زندگی کم و یا در حد صفر باشد ، درواقع به دنبال موقعیت هایی هستید که مورد اذیت واقع شده اید و این کار از شما انرژی زیادی میگیرد . حتی یک گزارش اخبار ، یک غریبه دیوانه ، یک شخص دشنام ده ، یک عطسه و یا یک ابر سیاه میتواند این کار را عملی کند . سعی کنید به شخصی تبدیل شوید که به هر نحوی از مورد اذیت واقع شدن اجتناب میکند . باید گفت ، مورد اذیت واقع نشدن به این معنا است که ” من کنترل کامل بر احساسات خویش دارم ، من انتخاب میکنم که در هر شرایطی ، حس آرامش خودم را حفظ کنم . در عوض وقتی احساس کردید که مورد اذیت واقع شدید ، عادت به قضاوت کردن میکنید . درواقع شما به شخصی را مورد قضاوت قرار میدهید که احتمالا احمق ، بی عاطفه ، دیوانه ، گستاخ ، بی ملاحظه و یا نادان است و به این روش خود را ناراحت میکنید و مورد بی مهری قرار میگیرید . تنها چیزی که ممکن است که از عملکرد آنها تشخیص ندهید این است که ، زمانی که شما شخصی را مورد قضاوت قرار میدهید در واقع آنها را تعریف نمیکنید بلکه شما خودتان را به عنوان فردی ضعیف که نیازمند قضاوت کردن دیگران است ، تعریف میکنید .

قدم دوازدهم : به جای زندگی کردن در گذشته در لحظه به سر ببرید

اگر حس کردید که دیگران را ببخشیم کاری سخت است ، باید بگویم که شما در حال زندگی نمیکنید و برای گذشته اهمیت بیشتری قایل شده اید . با این استراتژی ، شما یک سهم زیادی از انرژی و توجه خود را صرف تاسف خوردن به روزهای خوب گذشته میکنید که برای همیشه از دست رفته اند ، به این خاطر است که نمیتوانید خوشحال باشید و امروز خود را بسازید . ” همه چیز تغییر کرده است ، هیچ کس مثل سابق احترام نمیذارم. ….” این جملات نشان دهنده این است که شما به گذشته تعلق دارید به همین خاطر نمیتوانید در حال حاضر خوش باشید .

گمان نمیکنم که مخلوقات خداوند هم عمر خود را صرف فکر کردن به زمانهای گذشته کنند . _ یک سگ آبی تمام روز خود را صرف کار کردن میکند بدون اینکه توجه به این نکته کند که برادر یا خواهرش توجه بیشتری جلب کرده اند ویا پدرشوهر با برادر بزرگترش بیشتر وقت میگذارند.  او همیشه در زمان حال زندگی میکند . باید از مخلوقات خدا درس بگیریم و با قدردانی از زیبایی های دنیا ، تمرین کنیم که در لحظه زندگی کنیم .

قدم سیزدهم : به دل زمان های تاریک بروید

در جهان هستی ، سیستم هوشیاری با یک نیروی خدایی وجود دارد که حادثه ها بدون هیچ تصادفی اتفاق میافتند . باید بگویم که اگر هم چنان مسیری که قبلا میرفتید را دنبال کنید به جایی که الان هستید ، نخواهند رسید . هر پیشرفت یا موفقیت که در زندگی شما ایجاد شده ، احتمالا از دل چندین فاجعه و بدبیاری به بیرون آمده است . زمانهای تاریک مثل تصادفات ، حادثه های تلخ ، انحلال ها ، زمانهای فقر ، بیماریها ، تجاوزها،  رویاهای به تحقق نرسیده همگی در صف هستند تا شما از آنها عبور کنید و به هدف برسید . فرض کنید که آنها باید اتفاق بیفتید و شما نمیتوانید جلوی آنها را بگیرید . از این دیدگاه به سمت آنها بروید و آنها را بفهمید و بپذیرید و درنهایت آنها را دگرگون کنید ( کن فیکون )

قدم چهاردهم : از قضاوت کردن خودداری کنید

_وقتی دست از قضاوت دیگران بردارید و تنها یک نظاره گر باشید ، آرامش درونی همه وجود شما را خواهد گرفت . با این حس آرامش،  شما خود را خوشحال تر و فارغ از انرژی منفی خواهید یافت . تجاوز وقتی صورت میگیرد که بفهمید دیگران بیش از حد معمول به شما جذب شود .

_ اگر من موجودی را دوست دارم که آن را فراتر از خودم میدانم به این معناست که عشق همه چیزی است که من در درونمایه دارم و همه چیزی است که میتوانم آن را ببخشم . اگر شخصی که عاشقش هستم ترجیح داد فراتر از چیزی باشم که در گذشته بوده ام ، من انرژی ای فراتر از خود واقعی ام را باید به او بفرستم .

_قضاوت و مورد انتقاد قرار دادن احساسات و افکار دیگران _ صرف نظر از اینکه این کاری غیر اخلاقی و نادرستی است _ در واقع با این کار ما ، قضاوت خداوند را نقض کرده ایم . چون خداوند است که تعیین میکند آرزوهای ما به تحقق بینجامد و همانطور که با موجودیت ما هماهنگ هستند . پس اگر من میخواهم دنیایی کامل داشته باشم باید عشق را جایگزین قضاوت کنم .

قدم پانزدهم : تنها عشق بورزید

من سالهای زیادی است که در آموزه‌ای Patanjalil را مطالعه میکنم ، او در چند سال گذشته چندین بار خاطر نشان کرد که وقتی ما در زندگی ثابت قدم هستیم که در مورد افکار آزاردهنده که در مورد دیگران به ذهن ما میرسد دچار لغزش نشویم . و همه مخلوقات خداوند از خصومت در پیشگاه خداوند خودداری کنند .

توصیه من به شما این است که در موقعیت هایی که که قرار است دیگران مورد سرزنش،  انتقاد و قضاوت قرار دهید به آنها تنها عشق بورزید . وقتی احساس کردید که قضاوت اعمال دیگران قرار است آرامش و شادی را از شما بگیرد فورا آنها را غرق در محبت کنید و به یاد داشته باشید که اگر در این راه ثابت قدم باشید و دید خود را به کاینات و موجودات تغییر دهید ، کاینات و موجودات هم در پیش چشمان شما تغییر میکنند .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *